چرا در زمان مطالعه، صدایی در درونمان می شنویم؟

چرا در زمان مطالعه، صدایی در درونمان می شنویم؟

 3 سال قبل

Quora وبسایتی برای پرسش و پاسخ است که در آن، سوالات و پاسخ هایشان تماما توسط کاربران ارائه و سازماندهی می شوند. چندی پیش یکی از کاربران این سایت این پرسش را مطرح کرد: صدایی که در زمان مطالعه درون خود میشنویم از کجا می آید؟

rtr1y9df-600x450

در ادامه نیز پل کینگ، عصب شناسی که از کاربران این سایت است پاسخ خود برای آن را مطرح کرد که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

فرضیات متعددی در این باره وجود دارند که البته هیچکدامشان هم قطعیت ندارند. در مورد پدیده «صدای درون» هم باید بگوییم زمانی رخ می دهد که فرد در زمان تفکر کردن می تواند صدای خود را بشنود؛ این در واقع همان «صدای سکوت» است که فعالیت های روزانه شما را نَقل می کند.

وقتی حرف های خود به یک نفر و پاسخ او را تصور می کنید، در واقع نوعی صدا را در درونتان «می شنوید» که احساس می کنید واقعی نیست. این نوع تخیل صوتی را می توان اندکی شبیه به تخیل بصری دانست؛ جایی که می توان بدون دیدن چیزی آن را در ذهن خود تصور کرد (مثل خیال یک قورباغه و زوم کردن روی یکی از چشمهایش).

اما یکی دیگر از کاربران سایت Quora نیز به پدیده دیگری به نام بیان ذهنی اشاره کرده… عمل خواندن در واقع باعث فعال شدن ماهیچه ها درون گردن، تارهای صوتی و گاهی اوقات لب ها می شود. وقتی ما حرف زدن یاد می گیریم می آموزیم که چطور با استفاده از دهان خود صدا ایجاد کنیم.

برای یادگیری خواندن هم لازم است که مطالب را با صدای بلند بخوانیم که دراین صورت هم می توانیم صدای خود را بشنویم. اما همینکه تصمیم می گیریم بدون صدا مطالب را بخوانیم و بلندخوانی مان را سرکوب کنیم، ماهیچه هایی که به آنها اشاره کردیم احتمالا همچنان حرکاتی آرام و خفیف دارند و این می شود که می توانیم همچنان صدای خود را در درونمان بشنویم.

در داخل مغز نوعی بسته عصبی وجود دارد که تارهای کمانی یا اصطلاحا arcuate fasciculus خوانده می شود و بخش مربوط به سخت گفتن درون مغزی (ناحیه بروکا) را به قیمتی متصل می کند که به درک ما مربوط می شود (ناحیه ورنیک). این بسته عصبی آنطور که مشخص شده در ایجاد صدای درون نقش ایفا می کند.

جالب است بدانید که در اسکن های مغزی با استفاده از دستگاه FMRI مشخص شده که صدای درون باعث فعال شدن ناحیه بروکا می شود.



ارسال دیدگاه
حمایت از ما