
سایبرپانک 2077: فراتر از خشونت و اکشن، سفری به اعماق احساسات
استودیوی CD PROJECT RED، خالق مجموعه تحسینشدهی The Witcher، در روایت داستانهای چندلایه و احساسی شهرت جهانی دارد. این استودیو در آخرین شاهکار خود، یعنی The Witcher 3: Wild Hunt، ثابت کرد که میتواند یک شخصیت مانند گرالت از ریویا را به یک قهرمان چندبعدی و ملموس تبدیل کند و روایتی پیچیده را به گیمرها هدیه دهد. اکنون با نزدیک شدن به انتشار بازی مورد انتظار Cyberpunk 2077، تمام توجهها معطوف به دنیای آیندهپژوهی، خشونت، محتوای بزرگسالانه و حضور کیانو ریوز است. اما در میان این هیاهو، یک جنبهی کلیدی کمتر مورد بحث قرار گرفته است: عمق احساسی و تأثیرگذاری روایت داستانی این بازی.
تأکید سازندگان بر قدرت روایت احساسی
در جدیدترین اخبار منتشر شده از این بازی، پاول ساسکو (Pawel Sasko)، رهبر تیم طراحی مأموریتهای Cyberpunk 2077، بر این نکته تأکید ویژهای داشته است. او در مصاحبهای با وبسایت Gamer Reactor، ابراز امیدواری کرده که داستان این بازی قادر باشد بازیکنان را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده و حتی به گریه وادار کند. این اظهارات نشان میدهد که CD Projekt Red قصد دارد همانند تجربهی The Witcher 3، این بار نیز قلب گیمرها را هدف قرار دهد و سفری احساسی در دل یک دنیای دیستوپیایی ترتیب دهد.
اعترافات تکاندهندهی طراح ارشد مأموریتها
پاول ساسکو با اطمینان بالایی صحبتهای خود را بیان کرده و وعدههایی داده که هر گیمری را برای تجربهی این بازی مشتاقتر میکند. او معتقد است که احساسات، اساسیترین نقش را در روایت داستانی سایبرپانک 2077 ایفا خواهند کرد. اگرچه بازیکنان در طول بازی لحظاتی از خنده، تعجب و خشم را تجربه خواهند کرد، اما هدف اصلی سازندگان، خلق صحنههایی است که اشک را در چشمان گیمرها گرداند.
ساسکو در این باره چنین گفت:
- باور کنید کارهایی داریم انجام میدهیم که اشکتان را درخواهد آورد! بارو کنید که مشغول ساخت اثری هستیم که بازیکن را سرجایش میخکوب و تا آخرین لحظه با بازی همراه خواهد کرد.
- در طول بازی و لحظات آن، حسهایی همچون لذت، غم، شادی و صدالبته خشم را تجربه خواهید کرد. ما تمامی این احساسات را به شما منتقل خواهیم کرد و به عنوان یکی از هدفهای اصلی خودم، میخواهم یک تکان اساسی به احساسات گیمرها بدهم! بله میخواهم این کار را انجام بدهم و گیمرها حسابی جا خواهند خورد! ما به سراغتان میآییم!
این وعدهها نشان میدهد که تیم سازنده، روایت داستانی را در اولویت اصلی خود قرار داده و قصد دارد با بهرهگیری از تمام ابزارهای سینمایی و تعاملی، تجربهای بینظیر خلق کند.
سایبرپانک 2077: نگاهی به تاریخچهی ساخت یک اثر حماسی
بازی Cyberpunk 2077 یکی از مورد انتظارترین عناوین در تاریخ صنعت گیم است و ساخت آن سالهاست که ذهن علاقهمندان را به خود مشغول کرده. اما این پروژهی عظیم چگونه و چه زمانی آغاز شد؟
آغاز یک رویای بزرگ
بسیاری تصور میکنند که توسعهی Cyberpunk 2077 بلافاصله پس از معرفی تریلر سینمایی آن در سال ۲۰۱۳ آغاز شد. اما مچی پیترس (Maciej Pietras)، انیماتور ارشد بخش سینمایی استودیو CD Projekt RED، در مصاحبهای با نشریهی فرانسوی Jeuxactu پرده از حقایقی دیگر برداشت. طبق گفتههای او، اگرچه این بازی در سال ۲۰۱۳ به صورت رسمی معرفی شد، اما تمرکز اصلی استودیو در آن زمان بر روی تکمیل بازی The Witcher 3 و بستهی الحاقی Hearts of Stone بود.
سال ۲۰۱۴؛ نقطهی عطف در توسعهی بازی
پیترز تأکید میکند که سال ۲۰۱۴ را باید سال آغاز کامل و جدی فرآیند ساخت Cyberpunk 2077 دانست. در این سال، تقریباً تمام اعضای استودیوی CD Projekt Red پس از اتمام کار بر روی Hearts of Stone، به این پروژهی جدید پیوستند. البته لازم به ذکر است که برخی از اعضای تیم از سال ۲۰۱۲ مشغول کارهای اولیه و پایهریزی این بازی بودند، اما توسعهی اصلی و با تمام قوا از سال ۲۰۱۴ کلید خورد.
نکتهی جالب توجه این است که neither The Witcher 3 و نه بستهی الحاقی Hearts of Stone در سال ۲۰۱۴ منتشر نشدند و بازیکنان در سال ۲۰۱۵ بودند که شاهد عرضهی آنها بودند.
پایبندی به ویچر و تأخیر در تمرکز کامل
حتی پس از انتشار The Witcher 3 و Hearts of Stone، استودیوی CD Projekt Red همچنان به دنیای ویچر متعهد بود. در سال ۲۰۱۶، بستهی الحاقی نهایی و محبوب Blood and Wine منتشر شد و این یعنی تا قبل از این تاریخ، تمام توان و تمرکز تیم سازنده صرفاً روی Cyberpunk 2077 متمرکز نبوده است. با این حال، حضور تعداد کافی از توسعهدهندگان از سال ۲۰۱۴ به بعد، تضمین کرد که روند ساخت این بازی با مشکلی جدی مواجه نشود و پیشرفت آن در مسیر درست باقی بماند.
چرا روایت احساسی در دنیای سایبرپانک اهمیت دارد؟
شاید این سوال پیش بیاید که چرا در دنیایی پر از تکنولوژی، خشونت و بیتفاوتی (که مشخصهی ژانر سایبرپانک است)، روایت احساسی اینقدر اهمیت دارد. پاسخ در همین تضاد نهفته است. داستانهای قدرتمند در دل دنیاهای تاریک و بیرحمانه، تأثیر عمیقتری بر مخاطب میگذارند. وقتی بازیکن در شهری مانند نایت سیتی، جایی که انسانیت در حال رنگ باختن است، با لحظاتی از عشق، فداکاری یا اندوه روبرو میشود، این احساسات دوچندان میشوند.
استودیوی CD PROJECT RED با درک این موضوع، تلاش میکند تا از طریق شخصیتپردازی قوی و داستانهای فرعی تأثیرگذار، به دنیای بیروح سایبرپانک، روح و جانی تازه ببخشد. این رویکرد نه تنها برای عمق بخشیدن به تجربهی بازیکن ضروری است، بلکه باعث میشود Cyberpunk 2077 از یک بازی اکشن-نقشآفرینی صرف، به یک اثر هنری ماندگار تبدیل شود.
نتیجهگیری: انتظار برای یک تجربهی فراموشنشدنی
با توجه به اظهارات اخیر سازندگان و تاریخچهی توسعهی این بازی، به نظر میرسد که Cyberpunk 2077 قرار است چیزی فراتر از یک بازی عادی باشد. این اثر ترکیبی از یک دنیای باز وسیع، گیمپلی عمیق، انتخابهای تأثیرگذار و مهمتر از همه، یک داستان احساسی و تکاندهنده خواهد بود. وعدهی پاول ساسکو برای به گریه انداختن گیمرها، نشاندهندهی اطمینان بالای تیم سازنده از کیفیت روایت داستانی بازی است. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا CD Projekt Red بار دیگر توانستهاست رکوردها را جابجا کند و یکی از تأثیرگذارترین داستانهای تاریخ گیمینگ را خلق کند یا خیر.
نظرات
0دیدگاه خود را ثبت کنید
برای ارسال نظر و مشارکت در گفتگو، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.